شيخ حسين انصاريان

30

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

پس همگى وارد شعب ابى طالب كه درّه‌اى بين دو كوه بود گرديدند . ابوجهل و عاص بن وائل و نضر بن حارث و عقبة بن أبى مُعَيط اطراف شعب پاس مىدادند و مراقب بودند كه كسى داخل شعب نشود و طعامى به مسليمن نرساند . كسى نمىتوانست علناً آذوقه براى ايشان ببرد ، ابوالعاص بن ربيع داماد آن حضرت در تاريكىهاى شب با صدمات زيادى مقدارى طعام و گندم و خرما بر شترش بار كرده و نزديك شعب كه مىرسيد شتر را رها كرده و خود مىرفت و شتر آذوقه به افراد شعب مىرساند . چون ابوطالب از ابوجهل و دستيارانش خائف بود ، شبى چند بار جاى بستر رسول خدا صلى الله عليه و آله را در شعب عوض مىكرد مبادا مشركين نيمه شب بر سر او بريزند و آن بزرگوار را به قتل برسانند . مدّت سه تا چهار سال با كمال سختى و فقر و تنگدستى در شعب باقى ماندند ، چنان كار بر آنها سخت شده بود كه فرياد گرسنگى اطفالشان از بيرون شعب شنيده مىشد ! هجرت به طائف ابوطالب و خديجهء كبرى تا زنده بودند ، آزار مشركان نسبت به آن حضرت حدّى داشت ، ولى پس از وفات آن دو بزرگوار كه از هر جهت حامى پيامبر و دين او بودند ، آزار سردمداران كفر از حد گذشت ، چندانكه احساس كرد بيش از اين نمىتواند در مكّه درنگ كند ، در اوخر ماه شوّال با زيد بن حارثه به طائف رفت و در آن جا به سه برادر از رؤساى ثقيف : عبد بن عمر و مسعود بن عمر و حبيب بن عمر كه سه برادر بودند ملاقات كرد و دين خود را به آنان عرضه داشت ، هر يك در كمال بى شرمى حضرت را به جواب سختى پاسخ دادند . يكى گفت : كه من پردهء خانه كعبه را دزيده